# مدل کسب و کار شما

## Метаданные

- **Канал:** pivex
- **YouTube:** https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U
- **Дата:** 16.02.2026
- **Длительность:** 30:16
- **Просмотры:** 13

## Описание

زندگی شغلی‌ هم می‌تونه یک «مدل کسب‌وکار» داشته باشه
توی اپیزود سیزدهم پادکست پیوت، با هم خلاصه کتاب «مدل کسب و کار شما» رو مرور می‌کنیم؛ کتابی که کمک می‌کنه مسیر شغلی‌تون رو مثل یک بیزینس طراحی کنید، ارزش واقعی خودتون رو بشناسید و آگاهانه‌تر تصمیم بگیرید.

اگر دنبال این هستید که:
🎙️ مسیر کاری‌تون رو واضح‌تر ببینید
🎙️ بدونید چه ارزشی به دنیا اضافه می‌کنید
🎙️ یا حتی مسیر شغلی‌تون رو از نو طراحی کنید

این اپیزود دقیقاً برای شماست.

در این خلاصه درباره این موضوع‌ها صحبت می‌کنیم:
— بوم مدل کسب‌وکار شخصی چیست؟
— چطور مهارت‌ها و توانایی‌هامون رو تبدیل به ارزش کنیم؟
— نگاه کارآفرینانه به مسیر شغلی و رشد فردی

کدوم بخش از مدل کسب‌وکار شخصی‌ت برات سواله؟

📚 کتاب: مدل کسب و کار شما (Business Model You)
✍️ نویسندگان: تیم کلارک، الکساندر استروالدر، ایو پیگنور

اگر اپیزود براتون مفید بود، حمایتتون با سابسکرایب و لایک خیلی کمک می‌کنه 🙌
نظرتون رو هم حتماً توی کامنت‌ها بنویسید؛ دوست دارم تجربه‌های شما رو بشنوم.
سایت پادکست پیوت
www.pivot.ir
کست باکس پادکست پیوت
https://castbox.fm/vb/833287010
تلگرام پادکست پیوت
https://t.me/pivotpodcast
اینستاگرام پادکست پیوت
https://www.instagram.com/pivotpodcast.ir?igshid=MTNiYzNiMzkwZA==

## Содержание

### [0:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U) Segment 1 (00:00 - 05:00)

پیوت برای هر کس کاری مثل اکسیژن برای بدنه. سلام من پیمان حاجی رضایی هستم و اینجا پیوته. تغییر مدل کسب و کار چه واسه سازمان چه شخص هیچوقت به ثبات نمی‌رسه. کار تعریف خودت از خودت. یعنی وقتی میگی کارم چیه در واقع داری میگی من کیم و زندگیم چه معنایی داره. ارزش با فعالیت کلیدی متفاوته. فعالیت کلیدی میشه در واقع اون ترجمه تخصصی اسناد اما ارزش میشه خلق مدرکی قانع کننده در راستای بردن یک دعوای حقوقی چند میلیاردی تشخیص ریشه مشکلات از خودت سؤال‌های تشخیصی بپرس تا بفهمی مشکل از کجا اگه در کار فعلی با من واقعی تطابقی وجود نداشته باشه احساس پوچی و خستگی می‌کنی کارمند یا کارفرما یا کارآفرین یا جویای کار هر نسبتی که با کار داشته باشی این کتاب خیلی قراره به دردت بخوره مفهوم کار برای هر کدوم از ماها حالا با توجه به شخصیت خودمون تعریف میشه واسه کی فقط به معنی پول درآوردنه واسه کی به معنی حرفه‌ای شدن تو مهارتی که داره یه مدتی توی فکری که استعفا بدی یا چند وقته یه رزومه می‌فرستی خبری نیست از تعادل کار و زندگی که اصلاً بذار نپرسم تنها نیستیا تعدادمون خیلی زیاده طبق گزارش من پاور گروپ که خب نوامبر ۲۰۱ منتشر کرده ۱۰ ۱۵ سال پیش از هر ۶ نفرمون ۵ نفر به تغییر شغل فکر می‌کنن یه چالش پیچیده که خب راهحل آسونی هم براش وجود نداره بحرانهای اقتصادی و رقابت‌های جهانی و مسائل موزیستی کم بود که ایآی هوش مصنوعیهم الحمدالله شده قوز بالاغز مسائلی که هیچ کنترلی روش نداریم و خیلی بیشتر از خودمون توی زندگیمون اثر می‌ذارن. حالا همینجوری که حواسمون هست که کسب و کارمونو با این تغییرات تطبیق بدیم یا تغییرش بدیم میشه که حواسمون به وضع شغلی خودمونم باشه. اگه اسنپ میاد آژانسا رو تعطیل می‌کنه یه هوش مصنوعی هم میاد ما رو از کار بیکار می‌کنه. هرچند توی این یک سال تحقیق کردن دیدن تعداد استخدام کم نشده اما اونایی که هوش مصنوعی یاد گرفتن خیلی شانس استخدام بیشتری داشتن و مثال ملموس‌ترش توی دنیای قبل و بعد اینترنته اگه مثل من بچه نسل ضد باشین متوجه میشین که تفاوت زیادی اینترنت توی دنیای کسب و کار به وجود آورده همین کتاب به خاطر وجود اینترنت امکان نوشته شدنش پیدا شده وگرنه کی می‌تونست با ۳۰۰ تا آدم از ۴۳ تا کشور مختلف اینجوری به این راحتی ارتباط بگیره و این کتاب رو جمع‌آوری کنه. محتوای کتاب از بررسی بوم کسب و کار شخصی ۳۰۰ آدم مختلف توی ۳۵ حوزه کاری از ۴۳ کشور مختلف جمع‌آوری شده. کتاب مدل کسب و کار شما یا بیزنس مدل یو نوشته آقای تیم کلارک با همکاری الکساندر استراوالدر که خب معرف حضور همتون هست و آقای ایو پینیور نویسنده‌های کتاب خلق مدل کسب و کاره که خب اپیزود دهمو براتون به این کتاب اختصاص داده بودیم بر پایه همون بوم این کتابم ۹ بخشه اما این بار برای افراد تطبیق داده شده یعنی هر شخص رو یک کسب و کار مستقل در نظر بگیریم تا به طرف کمک کنیم یم شغلی که پیدا می‌کنه با علایق و مهارتها و نیازاش هماهنگ باشه. در کل کتاب میگه به جای برنامه‌ریزی سنتی بیا مدلسازی کنیم. تست‌ها و تمرین‌های خیلی استاندارد و خوبی تو این کتاب هست. مثلاً کتاب از چرخ زندگی برای ارزیابی رضایت کلی استفاده می‌کنه. یکی از قوی‌ترین تمرین‌های کتاب اون نمودار در واقع زندگی لایف لاین دیسکاوریه. اینجوری که میای روی یه محور افقی زمان زندگیت رو مشخص می‌کنی از تولد تا حالا تا آینده هرچی روی محور عمودی هم از اون قسمت بالاش لحظاتی که خب خیلی شاد و موفق و خوب بودی شروع می‌کنی و لحظاتی که خیلی سخت و شکست و ناراحتی باشه حالا برای هر نقطه از نمودار بشین بنویس چه اتفاقی افتاد چی یاد گرفتی چه احساسی داشتی بعد الگوها رو پیدا می‌کنی دیگه چه فعالیتی همیشه بالا می‌برنت. چه چیزایی همیشه پایین میارنت. یکی دیگه از ابزارهای مفید برای شناخت علاقه شغلی و شخصی تست هالنده. حالا بچه‌هایی که با من کار کردن همه می‌دونن. من همیشه اینو بهخصوص به دانش‌آموزایی که در حال آماده شدن برای ورود به دانشگاه هستن توصیه می‌کنم که حداقل رشته تحصیلیشونو متناسب با شخصیتشون و شغل

### [5:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=300s) Segment 2 (05:00 - 10:00)

آیندهشون انتخاب کنن. این تست هالند خیلی تست باحالیه. در واقع آرآی اس ا سیه حالا براتون میگم یعنی چی ۶ تا اصل داره آر یا ریالستیک یا واقع گرا در واقع کار دوئراست کارای عملیه تو این پادکست من یه جاهایی مجبورم خیلی واژه انگلیسی به کار برم به خدا کلاس نمیذارما همینه دیگه در واقع این بخش ریالیستیک یا واقعهگرا بیشتر مال افرادی که کار مهارتی میکنن کار دست کار یدی می‌کنن کنن کار با ماشین می‌کنن کار با ابزار می‌کنن این بخش اولشه آی یا اینوستیگیتیو یه جور کاوشگر تحلیلیه مال تینکراست مال آدمای متفکره مال دانشمنداست کسایی که تحقیق می‌کنن دنبال علمن دنبال حل مسئلن اینجور آدما ای یا آرتیستیک مال آدمای هنریه مال آدمای خلاقه مال کریتراز ن کریتورهاست خلاقیت دارن نویسندهن دیزاینرن طراحن هنرمندن مال اوناست اس سوشیال یا اجتماعی مال این در واقع کمک کنندهست مال هلپراست مثل مثلاً آموزگارها معلم‌ها مشاورا کسایی که با مردم سر کار دارن پرستارا این تیپ آدما ای یا انترپرایزینگ یا همون کارآفرینا اینایی که رهبرن اینایی که لیدرن اینایی که در واقع فروش و کار مدیریتی می‌کنن مذاکره کننده متقاعد می‌کنن سی کنونشال منظم سازمانی مارگنایزراست کسایی که کار اداری می‌کنند قانون می‌نویسن مثلاً وکیلن، مدیر اینجور آدماست. کتاب میگهین ۶ تا تمایل کمک می‌کنه بفهمی کدوم محیط‌های کاری و فعالیت‌ها بیشتر با شخصیت جور در میاد و باعث رضایت شغلی میشه. این ۶ نوع مطلق نیستن. حالا فکر نکنید دیگه فقط همیناست. معمولاً افراد ترکیبین از همه این‌ها. حالا بهتره دنبال یه شغلی باشیم که حداقل دو سه تا از نقطه قوت‌هامونو پوشش بده. مثلاً اگه بیشتر سوشال و مثلاً آرتیستیک هستیم، شغل‌هایی مثل تدریس هنر یا مشاوره خلاقانه برامون مناسب‌تره. یکی از موضوعات مهم کتاب در مورد تعریف هر کدوم از ما در مورد کاره. کار فقط شغل یا حرفه نیست که حقوق بگیری حالا یه وظایفی رو انجام بدی، یه شهر وظایفی داشته باشی. میگن که فقط ۳ مردم شجاعت پیدا کردن و دنبال کردن رویاشونو دارن. کار راهیه تو ارزش خلق می‌کنی برای دیگران و در عوض چیزی به دست میاری. حالا اون چیز هر چقدر حالا هرچی که می‌خواد باشه هم پوله هم رضایته هم رشده هم معناست همه چی هست کتاب میگه تعریف سنتی کار مثل من مهندسم یا من مدیر فروشم خیلی محدود کننده است به جاش کاررو اینجوری تعریف کن من کیم به کی کمک می‌کنم چطور کمک می‌کنم در ازاش چی می‌گیرم این دقیقاً همون منطق بوم شخصیته کار تعریف خودت از خودت یعنی وقتی میگی کارم چیه در واقع داری میگی من کیم و زندگیم چه معنایی داره کتاب تأکید می‌کنه که بیشتر مردم کار رو جدا از هویتشون می‌بینن اما در واقعیت کار بخشی از تعریف من هست اگه در کار فعلی با من واقعی تطابقی وجود نداشته باشه احساس پوچی و خستگی می‌کنیم در عمل همه این تعاریف هم‌پوشانی دارن. اگه کار برای من نوعی فقط به مفهوم شغله از اون طرف معنا و رضایت رو توی شادی و امنیتی که برای خانوادم مهیا کردم پیدا می‌کنم. یا کسی که حرفهش براش مهمه ممکنه خانوادهشو فدای کارش کنه تا شهرتی که دلش میخواد رو به دست بیاره. شغل خوب رو پیدا نمیکنی خلق میکنی کار واقعی پرپس درونه نه اسکیل درون یعنی اول هدف و ارزشی که میدی رو پیدا کن بعد مهارت‌ها رو دورش بچین شغل ما جاب تو بی در واقع دان دیگرانه یعنی تو کمک می‌کنی کسی کاری که نیاز داره انجام بده مثلاً مشکلش حل بشه زندگیش بهتر بشه در عمل کتاب میگه موقع تعریف کار در واقع از خودت این سؤا رو بپرس کارم بیشتر وقت منو چطوری می‌گیره؟ چقدر انرژی میدم و چی برمی‌گردونم؟ کارم چقدر با علایق اصلی و شخصیت و هدف و زندگیم جور در میاد؟ اگه کارو به عنوان کسب و کار خودم ببینم مدلش الان چطوریه و چطوری بهترش کنم؟ بذار روایت چند تا از اون آدمای معموله که واقعاً با همین ابزار تقلیل شغل دادنو براتون بگم. خانم سید یا سی وای دی قبلاً توی حوزه تبلیغات و همون ادورتایزینگ مارکتینگ کار می‌کرد. اومد توی پروسه این کتاب و بعد از یه سری تمرینای کتاب مثل لایف لاین متوجه شد

### [10:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=600s) Segment 3 (10:00 - 15:00)

علاقه عمیقش به محیط زیست و بازیافت طبیعت. پس شروع کرد به تست ایده‌های کوچیک. داوطلبانه توی پروژه‌های محلی بازیاب شرکت کرد. شبکه‌سازی کرد. بوم شخصیشو باز طراحی کرد. تهش چی شد؟ ارزش ارائه شدهش رو از کمک به فروش محصولات به کمک به کاهش زباله و حفاظت محیط زیست تغییر داد پیوت کرد در واقع به عنوان یه کدینیتور بازیافت تمام وقت و فول تایم استخدام شد حالا کارش مستقیماً به محیط زیست کمک می‌کنه حس معنا و رضایت بالایی داره و تعادل زندگیش خیلی بهتر شده اون نکته‌ای که باید روش زوم کنیم همینه که نیاز به تغییر بزرگ نیست لازم نیست از صفر شروع کنیم یه مورد دیگه یه فروشنده جبه‌های مقواییه یه موقعی میشه فشار مالی زیاد میشه و می‌شینه به مطالعه راجع به موضوعات مالی و چون دوست داشته واسه بهتر یاد گرفتن خودش این مطالب رو صرفاً در واقع با علاقه به دیگران شیر کنه به فارسی اونا رو به اشتراک می‌ذاره میاد مطالبشو واقع بینانه‌تر توی ویب بلاگ می‌نویسه با عنوان آهسته پولدار شوید استمرار منظمی که توی انتشار مطالب داشته درآمدش رو انقدر زیاد می‌کنه که دیگه نویسنده استخدام می‌کنه و عملاً بدون درد و خونریزی از شغل خانوادگیش پیوت می‌کنه به حرفه نویسندگی و انتشار کتاب. یه ساده به یک کسب و کار واقعی تبدیل شد. خبری از مدرک مرتبط تجربه قبلی هم نبود. فقط مهارتی که در نوشتن داشت و اینکه دوست داشت به بقیه هم کمک کنه باعث شد موفق بشه. مثال ایرانی این موردو توی همین رفقای پادکستی هم داریم. امیر سودبخشی عزیز خالق پادکست رخ که همین مسیررو توی پادکست اومده در واقع اجرا کرده کتاب ۴ار بخش اصلی داره ترسیم یا کانوس بخش اول که یاد می‌گیری چطوری مدل کسب و کار فعلی خودت رو روی یک صفحه بکشی عین همون رو مدل کسب و کاری یا بیزنس مدل د تحمل یا رفلکت اینجا عمیق‌تر به خودت نگاه می‌کنی سؤال‌هایی که مثل در واقع کی هستی؟ علایق اصلیت چیه؟ هدف زندگیت چیه رو بررسی می‌کنی. ابزارهایی مثل لایف لاین یا کشیدن نمودار در واقع بالا و پایین زندگی، تست‌های شخصیت، شناسه اینکه چقدر از وقتت رو چطور صرف می‌کنی، هدف اینه که بفهمی مدل فعلیت چقدر با نیازها و آرزوها جور در میاد و کجاها ناراضی هستی. سوم بازنگری یا ریوایس. حالا مدل جدید طراحی می‌کنی. چشم‌انداز آینده رو تصور کن. مثل نوشتن داستانی از مصاحبت با رسانه‌ها توی آینده. ایده‌های جدید رو در واقع برین استورم کن و بوم رو دوباره بکش تا با هدف و علایقت هماهنگ بشه. کتاب مثال‌های واقعی از افراد مختلف می‌زنه که چطور شغلشون رو تغییر دادن. واسه همین خیلی پیشنهاد می‌کنم به اونایی که توی فکر کارآفرینی هستن این کتاب رو مطالعه کنن. چون خیلی ایده مفید می‌تونه بهتون بده. ۴ عمل یا اکت. مدل جدید رو تست کن و اجراش کن. شروع با قدم‌های کوچیک مثل شبکه‌سازی، رزومه جدید، مصاحبه یا حتی تغییر کوچیک توی شغل و فعالیت در واقع ایجاد میشه. یادآوری می‌کنم مدل کسب و کار شخصی دائمی نیست. باید با تغییرات زندگی مثل سن، خانواده، بازار کار به روز بشه. در مجموع کتاب میگه نارضایتی شغلی رایجه اما با دیدن خودت به عنوان یه کسب و کار می‌تونی سیستماتیک تغییرات ایجاد کنی و شغلی بسازی که نه تنها پول بده بلکه رضایت و معنا هم داشته باشه. همین الان یه کاغذ بردار و امتحان کن. با من شروع کن. نکته اول خودت رو کامل محدود کن به شغلی که باهاش امرار معاش می‌کنی. نکته دوم شناخت خودمون. یکی از تأثیرگذارترین مشاورای شغلی دنیا روشی رو واسه سؤال من کیم داره؟ میگه ۱۰ تا برگه کاغذ بردار شروع کن روش به نوشتن من کیم؟ ما آدما فقط یک نقش که نداریم مثل کارمند یا مهندس همزمان چندین نقشو بازی می‌کنیم و هر کدوم بخشی از من واقعیمون رو نشون میده. تو هر زمان احتمالاً فرزند باشیم، همسر باشیم، پدر باشیم، رفیق باشیم، ورزشکار باشیم، کارمند باشیم و هر کدوم از اینا می‌تونه هم‌زمان اتفاق بیفته. حالا این سؤال‌ها رو از خودت بپرس و بنویس. اینجا کتاب خیلی عمیق‌تر میشه. هر نقش چقدر وقتت رو ازت می‌گیره؟ چقدر انرژی و احساس خوب یا بد بهت میده؟ کدوم نقش‌ها بیشتر با علایق اصلی شخصیت و ارزش‌هات جور در میان؟ کدوم نقش‌ها تعارض ایجاد می‌کنه یا باعث استرس میشه؟ مثلاً نقش والد یا نقش مدیر پرمشغل تداخل داره باید حواست به اینا باشه. اگر بخوای تعادل بهتری ایجاد کنی کدوم نقش رو باید کم‌رنگ‌تر کنی یا

### [15:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=900s) Segment 4 (15:00 - 20:00)

پررنگ‌تر کنی؟ شغلت الان کجای این لیست قرار می‌گیره؟ آیا قالب شده و بقیه نقش‌ها رو له کرده یا نه؟ نکته سوم موقع پر کردن بوم از جملات اول شخص صادقانه دقیق قابل اندازه‌گیری متمرکز روی ارزش واقعی اقدام محور و مشخص استفاده کن تا خودت رو بهتر بشناسی فعل‌های قوی بذار کمک کردن حل کردن ایجاد کردن ساده کردن تصریح کردن همش به کردن نمیشه کرد و مهم‌تر از همه روی نتیجه دیگران تمرکز کن روی نتیجه برای دیگران تمرکز کن نه فقط وظیفه خودت مثال من به مدیران شرکت‌های کوچک کمک می‌کنم تا فروش آنلاینشون رو ۳۰ افزایش بدم مثلاً من مهارت تحلیل داده قوی دارم که کمک می‌کنه تصمیم‌های دقیق‌تری بگیرم. نکته چهارم اول بوم فعلیت رو پر کن حتی اگر ناراضی هستی بعد بوم ایدآالت رو بکش چون مقایسهشون خیلی چیزا رو روشن می‌کنه حتماً حتماً با یه دوست یا یه منتور حرف بزن تا ببینی آیا توصیفت با واقعیت جور در میاد یا نه ۹ بلوکه رو باید اینجوری که بهت میگم کامل کنی ۹ تا پارت رو بخش اول مشتریان کاستمرز توی کسب و کار سازمانی مشتریا میشن خریدار محصول یا خدمت شرکت ما توی بوم شخصی مشتری یعنی همونایی که من دارم کمکشون می‌کنم دارن از من سود می‌برن مثل کارفرما مثل همکار یا مشتری مستقیم که حالا آدمایی که فریلنسرن ارزش ارائه شده یا همون در واقع ولیو پرووایدد که مهم‌ترین مفهوم بومه توی کسب و کار سازمانی میشه اون حسی که از برطرف کردن نیاز مشتری بهش میدیم. معیارشم کیفیه. به قول استاد شورستانی مشتری کیف می‌کنه. توی بوم شخصی میشه اون حمایت یا خلاقیتی که بهش میدی. مثلاً کمک به انجام کارا حل مشکلاتشون نه فقط وظایف روزمره کلی ارزش با فعالیت کلیدی متفاوته. فعالیات کلیدی میشه در واقع اون ترجمه تخصصی اسناد اما ارزش میشه خلق مدرکی قانع کننده در راستای بردن یک دعوای حقوقی چند میلیاردی اینجوری بگم براتون تمرکز روی فعل به علاوه نتیجه نه فقط وظیفه استا بخش جدی کار ماست نتیجه کار ماست مثلاً من فلان می‌کنم تا نتیجه مثبت بهمان ایجاد بشه کانال‌ها یا چنلز توی کسب و کار سازمانی یعنی چطور محصول رو به مشتری می‌رسونیم توی بوم شخصی میشه اینکه چطور بهشون دسترسی داریم و ارتباط برقرار می‌کنیم ایمیل جلسات شبکه‌های اجتماعی مثلاً چطوری بفهمیم که مشتری میشه همون کارفرمای ما که از کارمون راضیه روابط با مشتری یا همون در واقع کاستمر ریلیشنشپس توی هر دو تا میشه چه نوع رابطه حالا چه شخصی چه سازمانی حالا مثلاً روابط شخصیت روابط بلند مدتت روابط رسمت حالا هر کدوم جری‌های درآمدی یا رونیو استریمز خیلی با کلاس بخوام بگم توی کسب و کار سازمانی یعنی پول از کجا میاد فروش اشتراک تبلیغات اما توی بومه شخصی یعنی چی به دست میاری چه ارزشی به دست میاری حالا حقوق رضایت شغلیه رشد شخصیه تعادل زندگیه اینجا بیشتر مزای غیر پولی مهمتر ترن بعدی منابع کلیدی یا کیریسورس توی کسب و کار یعنی به چی نیاز داری تا کسب و کارت کار کنه حالا دارای فیزیکی فکری انسانی مالی هر چیزی اما توی بوم شخصی منبع اصلی خودتی خودت چی داری علایقت مهارتات شخصیتت دشت شبکه ارتباطیت هر چیزی که داری ملموس و ناملموس مهم‌ترین کارها واسه تولید ارزش واسه بوم کسب و کار سازمانیه. فعالیت‌های کلیدی یا همون کی اکتیویتیز مهم‌ترین کارا واسه تولید ارزش، واسه بوم کسب و کار سازمانیه مثل تولید، بازاریابی، فروش هر کدوم از اینا. اما توی بوم شخصی اینکه چی انجام میدیم تا ازش در واقع ارزش بسازیم مثل کارهای روزانهست. پروژه‌هاست، فعالیت‌های کلیدیه. اما نکته مهم اینه که اینجا همه فعالیت‌ها رو لیست نکنن. اون کارهایی که تو رو متمایز می‌کنه و خیلی مهمه لیست کنی. اینجا یه نقطه عطف داریم. مرحله گذار از تمرکز بر مهارت به تمرکز بر ارزش. یعنی ممکنه کاری که دارم با علاقه انجام میدم همون کاری نباشه که برای کس دیگه‌ای منفعت

### [20:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=1200s) Segment 5 (20:00 - 25:00)

داره. شرکای کلیدی یا کی پارتنرز توی سازمان میشه تأمین‌ کننده‌های شرکت اما توی بوم شخصی کیا کمکت می‌کنن؟ همکارا، منتورا، رفقا، خانواده، شبکه ارتباطی که ساخته یا هر کس دیگه. هزینه‌ها کاست توی سازمان که میشه هزینه‌های ثابت و متغیر مثل نیروی کار و مواد اولیه و هر چیز دیگه‌ای اما واسه شخصی به جز پول زمان استرس خیلی مهمه انرژی روانی خستگی و همه اینا رو هزینه باید در نظر بگیری اگه کارمندی یه نکته اینجا در نظر بگیر شرکت یا اون مجموعه باید د تا سه برابر حقوقت ازت درآمد داشته باشه تا بتونه هزینه‌هایی مثل حقوق و بیمتو پرداخت بکنه و پوشش بده. این عدد رو وقتی حساب می‌کنی می‌فهمی چرا حقت کمه یا شرکتها چرا انقدر روی بهرهوری فشار میارن. تفاوت مهم این بوم با بوم سازمانی اینه که تمرکز روی عوامل غیرقابل اندازه‌گیری مثل رضایت، استرس و تعادل زندگیه. اما خیلی وقتا ممکنه آدم ندونه که به اسمش اعتماد کنه یا نه. مثلاً یه مهندس نرم‌افزاری توی یه شرکت خفن از دور همه فکر می‌کنن که کار فنی و خوبی داری و حقوق خوبی هم می‌گیری اما راضی نیستی و بدتر از اون نمی‌فهمی مشکل کار کجاست فقط می‌دونی این کار دیگه برام جذاب نیست و حس می‌کنم دارم در جا می‌زنم جمله‌ای که ناتی در واقع لینلی که حالا توی سایت در موردش می‌نویسیم توی کتاب نقل کرده ایشون میره پیش مشاور کسب و کار اوی توی بوم شغل خوب از دید بیرونی می‌تونه ضررده باشه چون هزینه روانی بالایی داره اونم میاد میگه بیا چار تا سناریو بنویس از آخر به اول که توی اون شغل داری کیف می‌کنی یعنی تصور کن من مهندس نرم‌افزار در آینده توی چه موقعیت شغلی راضی و خوشحالم توی این سناریوها چیا مشترک بود اینکه توی اون سناریوها در تعامل مستقیم با مردم بود خوب بود یا نه تأثیر واقعی کارشو می‌تونست اونجا ببینه دیگه فقط درگیر کارهای فنی تکراری و پشت صحنه‌ای نبود نقاط درد رو توی بوم پیدا کرد و بلوک‌ها رو تغییر داد بدون اینکه همه چیز رو از صفر شروع کنه یا مهارتی که داشت رو تغییر بده به جاش اومد ارزش منحصر به فرد خودش رو پیدا کرد یعنی بلوک‌های در واقع ارزش آفرینی جدید و مشتریان رو تغییر داد مهندس ما مهارت فنی کافی داشت فقط فهمید مشکلش چطور کمک می‌کنمه نه چی بلدم. کتاب ۵ قدم برای بازطراحی بوم شخصی بهمون یاد میده. یک ترسیم مدل فعلیت با دقت و جزئیات زیاد د شناسایی نقاط ناخوشایند جاهایی که باعث نارضایتی یا ناامیدی توی کارت میشن و دورش باید دایره بکشی. ه تشخیص ریشه مشکلات. از خودت سؤال‌های تشخیصی بپرس تا بفهمی مشکل از کجاست. ۴ اصلاح بوم برای حل مشکلات یعنی اضافه کردن یه سری فعالیت‌های جدید یا پیدا کردن مشتری یا شرکای جدید دیگه اینکه حذف یه سری کارای خسته کننده یا برونسپاری فعالیت‌ها که دیگه با ارزشات جور نیستن ۵ بازترسیم مدل و تستش حالا با قدم‌های کوچیک این تغییراتو آزمایش کن هدف اینه که مطمئن بشی مدل جدید کار می‌کنه نکته مهم این قسمت اینه که باید بلد باشی پیوت کنی. باید خودتو توی این بوم جدید تست کنی و بازخورد بگیری و آنالیز کنی تا بفهمی کدوم تغییر درسته. پیوت می‌تونه پیدا کردن مشتری جدید باشه یا یه کانال ارتباطی جدید. فکر کن یه طراح گرافیکی که از نظر مهارت یا مشتری در واقع مشکلی نداری اما خودت هی زود از شرکتها میای بیرون یا اخراج میشی. یه بار که یکی از این کارفرماها بهت میگه تو ویژگی‌های طراح مستقل رو داری و کارمند تمام وقت بودن باعث میشه از در واقع کارت خسته و ناامید بشی باید کانالت رو عوض کنی دیگه کارمند نیستی باید مستقل کار کنی همین یا ممکنه مثلاً مثل بعضیا لازم باشه مدلت رو با بازار تطبیق بدی اینکه مثلاً فرض کنید کارمند یه شرکتی شرکت دل که به خاطر فشار روانی بالای کار خیلی زود در واقع شروع می‌کنی خودتو بازشستب کردن تا یه دونه مغازه خدمات کامپیوتری بزنی اما بعد مشورت با مشاور می‌بینی فروشگاه‌های کامپیوتر حاشیه سود پایینی دارن و بدتر از همه اصلاً روحیه تعامل با مصرف کننده رم تو خودت نمی‌بینی. یعنی همون شغل قبلی که کارهای فنی رو بدون تعامل با آدما انجام می‌دادی برات بهتره.

### [25:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=1500s) Segment 6 (25:00 - 30:00)

پس چهجوری پیوت می‌کنی؟ مشتریا رو عوض می‌کنی. سراغ مشتریهای تجاری فنی میری به شرکتی که حداقل ارتباط با مشتری‌های غیرفنی رو داره اضافه میشیم پس دیگه ادامه فوقع ما وقع تمرین کتاب سادهن اما یه ذره وقتگیرن ولی باعث میشه یه آهای بزرگ به خودت بگه آها اینه این شد اینجاست که می‌تونی شغله‌های واقعی رو با من واقعی هماهنگ کنی داستانهای واقعی توی کتاب نشون میده که این روش کار می‌کنه مثلاً کسی که از تبلیغات شیفت کرده به کار بهخصوص مثلاً حالا تو حوزه محیط زیست یا مهندسی که نویسنده شده اینا عملاً باعث میشه که افراد بتونن موفقیت خودشون رو تضمین کنن با یه سری پیوت‌ها توی زندگیشون تغییر مدل کسب و کار چه واسه سازمان چه شخص هیچوقت به ثبات نمی‌رسه اینو ما ایرانیا بیشتر از کشورای توسعه یافته درک می‌کنیم خب یه تیکه از این کتابو براتون می‌خونم کتاب صفحه ۱۶۰شو آماده کردم بخش ششم میگه برای بازآفرینی خود آماده شوید. آقای مانتین ویو از کالیفرنیا جمعی از کارکنان شرکت گوگل شادمان دست‌های خود را بالای سر گرفتند و مانند موج از یک سو به سوی دیگر می‌برند. سخنران جلسه از آنها خواسته اگر گفتگوی درونیشان را در اسلایدهای پاورپوینتی که در حال ارائه است می‌بینند دست‌هایشان را به نشانه تأیید بالا ببرند. و اما چه سؤال‌هایی کرده؟ وقتی به زندگی خود و مقصدی که رو به آن در حرکتید می‌اندیشید آیا همان چیزیست که باید باشد؟ آیا این سؤال بی‌جواب می‌ماند و شما از این موضوع ناخورسندید بلی یا خیر؟ شما مرتباً در زمان‌هایی قصد اصلاح برنامه زندگی خود را دارید. زمانی که چیزی رخ می‌دهد یا تمام می‌شود، زمانی که پروژه بزرگی که مشغول کار روی آن بوده‌اید تمام می‌شود، زمانی که مادرتان از جراحی جان سالم به در می‌برد و بیمارستان را ترک می‌کند، زمانی که فرزندتان مسیرش را پیدا می‌کند، زمانی که همسرتان شغل مناسب خود را می‌یابد، آیا همه رویدادها را از منظر تأثیرش بر خود ارزیابی می‌کنید؟ اگر همسرتان صاحب شغل بسیار خوبی می‌شود، این می‌اندیشید که چه تأثیری در رابطهتان خواهد داشت؟ اگر رئیستان اخراج می‌شود به این فکر می‌کنید که در آینده برای شما چنین چیزی پیش خواهد آمد. به نظر من این کتاب یه کتاب فوق‌العاده است. یه کتاب روانشناسانه حوزه کسب و کاره که می‌تونه خیلی به شما کمک کنه. یعنی بیشتر از اینکه خود بیزینس شما رو جلو ببره شما رو جلو می‌بره. نگاه اون رشد شخصیتی که میخواید اون توسعه فردی که حالا همه اخیراً دم ازش می‌زنن به نظر من تو این کتاب خیلی استاندارد و با در واقع اون اسکیلای مربوط به کسب و کار بردتش جلو به نظر من کتاب خیلی کتاب خوبیه طبق عادت معهود من پاراگراف آخر این کتاب رو می‌خونم آنچه که پشت جلد این کتاب هستو براتون می‌خونم دیگه نیاز نیست بگم که این کتاب زیبا رو انتشارات فوق‌العاده آریانا قلم منتشر کرده من پشت جلدشو براتون می‌خونم. آیا در آرزوی مسیری تازه در زندگی کاری خود هستید؟ بسیاری از ما داریم. با اینکه در دنیای سرشار از تغییر روش‌ها و مدل‌های کسب و کار متعددی وجود دارد که زندگی کاری و شخصی ما را پر از تجربیات و چالش‌های روزافزون می‌کنند. اما بیشتر ما روشی ساختارمند برای بازآفرینی خود و مسیر شغلی ما نداریم. با کمک طرح یک صفحه‌ای پیشنهاد شده در این کتاب تردیدها درباره شغلتان را با اطمینان حرفه‌ای جایگزین کنید. این ترک به بازآفرینی هزاران سازمان در سراسر دنیا نیز کمک کرده است، روشی نظام‌مند برای بهبود مهم‌ترین مدل کسب و کار پیرامون شماست. مدل کسب و کار شما مدل کسب و کار شخصی ابزاری تصویری نوعآورانه و قدرتمند است که به شما در ارزیابی خود و کارهایی که می‌توانید انجام دهید کمک می‌کند. سازمان‌های موفق این کار را بارها و بارها انجام می‌دهند. چرا شما امتحان نمی‌کنید؟ کتاب مدل کسب و کار شما کتابی کاربردی الهام‌بخش برای طراحی زندگی رضایت‌بخش است که با انتقال تمرکز از مهارت‌ها به ارزش آفرینی شکل گرفته است. سیزدهمین اپیزود پادکست پیوت رو اختصاص دادیم به کتاب مدل کسب و کار شما که براتون روایت کردم نوشته آقای تیم کلارک الکساندر استراوالدر و ایف پنیور خب مترجماش حسامالدین ساروقی و فیروزی کرمانشاه و مینا نجفیان عزیز هست که انتشارات خوب آریان قلمم منتشرش کرده این پادکست به روایت‌گری و تهیه کنندگی من پیمان حاجی رضایی تیم تولید محتوا تیم فوق‌العاده حرفه‌ای پویاساز به مدیریت جواد قاسمی عزیز و نویسندگی متن محدثه گلندی امیدوارم بشنوید لذت ببرید و اگر ترغیب شدید این کتابش رو تهیه کنید و کتابش رو بخرید و ما رو به دوستانتون معرفی کنید شادزی و دیرزی

### [30:00](https://www.youtube.com/watch?v=--syo0zU41U&t=1800s) Segment 7 (30:00 - 30:00)

ا

---
*Источник: https://ekstraktznaniy.ru/video/45807*